Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

شيوه هاي مناسب تربيتي براي خانواده هاي تک فرزند

شيوه هاي مناسب تربيتي براي خانواده هاي تک فرزند

 
همراه با تغييرات چشمگير اجتماعي در جامعه تعداد اعضاي خانواده هم کاهش يافت. اگر تا چند دهه قبل داشتن ۲ يا ۳ فرزند در يک خانواده امري عادي تلقي مي شد و تک فرزندي رواج نداشت هم اکنون داشتن يک فرزند مسئله عادي شده است و برخي خانواده ها به داشتن يک فرزند بسنده مي کنند. اين تغيير که بي گمان بر بافت جامعه تاثير خواهد گذاشت، با هشدارهاي برخي از کارشناسان حوزه خانواده همراه بود و در اين ميان نظرات مخالف يا موافق زيادي مطرح شد. به نظر مي رسد بهتر است به جاي طرح ديدگاه هاي موافق و مخالف در اين مطلب، گوشه اي از محدوديت هايي که باعث رواج تک فرزندي در خانواده هاي ايراني شده است، ذکر کنيم و به تشريح موقعيت زندگي و ويژگي هاي تربيتي بپردازيم تا خانواده ها با ديد باز و بررسي وضعيت خانوادگي خود، درباره تعداد فرزندانشان تصميم بگيرند. در اين مطلب قصد داريم به خانواده هايي که به هر دليلي تک فرزند هستند کمک کنيم تا با شيوه هاي مناسب تربيتي، فرزند خود را کارآمد و موفق تربيت کنند، هرچند که توصيه ما اين است که پدران و مادران بايد خود را براي پرورش فرزندان بيشتر توانمند کنند و بر آگاهي خود بيفزايند. مدت هاست در ذهن طبقه متوسط ايران موضوعاتي درباره تک فرزندي به وجود آمده و به عنوان يک اصل مورد پذيرش قرار گرفته است؛ اين که بايد براي پيشگيري از لوس شدن فرزند اقدام به فرزندآوري دوباره کرد. در واقع بسياري از مردم تک فرزندي را عامل ايجاد مشکلات عديده در زندگي آينده فرزند خود تصور مي کنند. اين در حالي است که برخلاف تصور عموم، نتايج تحقيقات علمي و گسترده نه تنها اختلالات روان پزشکي را در تک فرزندها رد مي کند بلکه تاکيد دارد که ميزان مشکلات رفتاري، اختلال سلوک، کمبود توجه، بيش فعالي، اختلالات شخصيت، وسواس و پرخاشگري در کودکان در خانواده هاي تک فرزندکمتر است.بنابراين در اولين قدم بايد باورها و پيش فرض هاي نادرست را درباره تک فرزندي ويا چند فرزندي کنار بگذاريم و تلاش کنيم نگاهي جامع و همه جانبه به اين پديده داشته باشيم.شکي نيست که تک فرزندي حاصل دنياي صنعتي است و آن را بايد به مثابه تغييري عمده در نگرش افراد به زندگي در جامعه امروز ايران پذيرفت. بايد در نظر داشت همه فرزندان اول تا چند سال قبل از تولد فرزند بعدي، تک فرزند هستند. در دنياي امروز بسياري از خانواده ها به دلايل مختلف اقتصادي، بدسرپرستي و تک والدي و... يک فرزند داشته باشند. اگرچه فرزندان يک خانواده در کنار يکديگر شيوه هاي تعامل و حل مشکلات را مي آموزند اما بايد گفت والديني که تجربه يک بار پدر و مادرشدن را دارند با دقت و توجه بيشتر مي توانند فرزندي را تربيت کنند که فردي کارآمد و موفق باشد.تک فرزندها خصوصيات مشترکي دارند و نتايج تحقيقات نشان داده است که نوجوانان تک فرزند در آزمون هاي فکري و ذهني نمرات بهتري کسب مي کنند و پخته تر هستند. درک اجتماعي بالاتر و دايره لغات بيشتري دارند. بيشتر اين کودکان زودتر از ديگران سخن گفتن را آغاز مي کنند، مانند بزرگسالان رفتار مي کنند، به راحتي ديدگاه ها و نظرات خود را بيان مي کنند و از آن جا که فرزند ديگري در منزل نيست آرامش بيشتري را تجربه مي کنند. ضمن اين که تک فرزندها بلوغ رواني زودرس دارند و از لحاظ شناختي و احساسي افراد موفق تري هستند و بيش از همسالان خود پذيراي تغييرات روحي و رواني در دوران بلوغ اند. معمولا خانواده ها براي تک فرزندها وقت بيشتري مي گذارند، پول بيشتري خرج مي کنند. نتايج مطالعات نشان مي دهد که کمترين ميزان مراجعه براي درمان اختلالات روان پزشکي مربوط به تک فرزندهاست. البته ممکن است دليل آن حمايت همه جانبه خانواده از کودک و يا مراجعه نکردن باشد اما دليل مهم تر اين است که اين افراد کمتر به اين گونه بيماري ها دچار مي شوند.
 

معايب تک فرزندي

بايد در نظر داشت که در برخي موارد به دليل در پيش گرفتن شيوه تربيتي نادرست، تک فرزندها آستانه تحمل پاييني دارند. در واقع حمايت همه جانبه خانواده از آن ها باعث مي شود متوقع و لوس و زودرنج بار بيايند و به سرعت رنجيده خاطر شوند.از همه مهم تر اين که با رواج تک فرزندي تعداد خاله، عمه، دايي و عمو کمتر شده و بافت فاميلي و خانوادگي دچار خدشه مي شود. به طور کلي بايد گفت تک فرزند بودن يک شمشير دولبه است و رفتار و شيوه تربيتي والدين مي تواندآن را به ويژگي منفي تبديل کند. از اين رو اين تصور را که تک فرزندي باعث بروز اختلالات روان پزشکي در فرد مي شود بايد کنار گذاشت و دريافت که عوامل بسيار زيادي دربروز اين اختلالات نقش دارد. والدين به هيچ عنوان نبايد با اين تصور که تک فرزندي به خودي خود منفي است اقدام به فرزندآوري کنند. آن ها مي توانند با کسب مهارت هاي فرزندپروري، يک يا چند فرزند سالم و سازگار تحويل جامعه بدهند بدون اين که نگران بروز اختلالات رواني در وي باشند.

 

راهکارها

شکي نيست که شناخت ويژگي هاي تک فرزندها و مديريت صحيح الگوهاي تربيتي در خانواده مي تواند دغدغه والدين را درباره تک فرزند بودن کودکشان رفع کند. رفع حسادت و رقابت، درون گرايي، حساسيت بيش از حد، متوقع بودن و لوس بودن کودک تک فرزند، بدون تولد فرزند ديگر در خانواده امکان پذير است و اين نکته اي است که بسياري از والدين از آن غافل هستند. بنابراين اصلاح تفکر والدين درباره تک فرزندي اولين گام است. حمايت افراطي از کودک بايد قطع شود تا کودک مستقل بار بيايد. ورود کودک به مهدکودک در سن مناسب براي تخليه هيجانات مثبت هم بسيار کمک کننده است. هم چنين برخي والدين تصور مي کنند چون صاحب يک فرزند هستند، بايد به خواسته هاي نامعقول وي پاسخ مثبت دهند، در حالي که اصول تربيتي خانواده هايي که تک فرزند هستند، نبايد فرقي با خانواده هايي که چند فرزند دارند، داشته باشد. معمولا خانواده ها تصور مي کنند بايد هرچه کودکشان مي خواهد در اختيارش قرار دهند و در طول زمان کودکشان را متوقع، لوس و خودخواه بارمي آورند. بنابراين شيوه تربيتي والدين است که تک فرزندها را دچار مشکل مي کند نه صرفا تک فرزند بودن.

 

فرزندآوري

اين انديشه تاثير چشمگيري حتي قبل از انعقاد نطفه کودک دارد و اين مسئله در اعتقادات ديني هم به صراحت آمده است. در مورد فرزند اول والدين با ذوق و شوق و ميل دروني شديد به داشتن فرزند اقدام به فرزندآوري مي کنند و اين احساسات مثبت در شخصيت و فطرت کودک تاثير چشمگيري دارد. همين تصور اگر براي فرزند دوم هم باشد بسيار عالي است اما اگر فرزند دوم براي پر کردن خلاء تنهايي فرزند اول به دنيا بيايد، وي همواره احساس طفيلي بودن مي کند و هرگز نخواهد توانست جايگاه خودرا پيدا کند زيرا فرزند دوم براي خدمت کردن به فرزند اول آمده است و اين موضوع در تعاملات وي با ديگران وزندگي فردي و اجتماعي او اثرگذار خواهد بود. اين نکته که والدين بدانند چرا به وجود فرزند ديگري در خانواده نياز است اهميت بسياري دارد و تفاهم بين والدين هم نکته اساسي ديگري است که بايد به آن توجه کرد.

 

ضرورت آموزش مديريت زمان به فرزندان

دغدغه ها، استرس ها و اضطراب دوران کودکي در تک فرزندها مي تواند يکي از دلايل شکايت آن ها از تک بودن در خانواده باشد. گاهي والدين در برابر اين پرسش فرزند خود که چرا خواهر يا برادر ندارد، سردرگم مي شوند و با خود مي انديشند چرا با وجود فراهم کردن همه امکانات براي تک فرزند خود، وي بايد شکايتي داشته باشد، در صورتي که در واقع برخوردها و رفتارهاي اشتباه والدين است که باعث مي شود کودک احساس خلاء کند. تمام والدين بايد مهارت دوست يابي و مديريت زمان اوقات فراغت را به کودکان خود آموزش دهند به خصوص تک فرزندها به اين مهارت ها نياز مبرم دارند تا بتوانند به تعاملات اجتماعي با همسالان بپردازند.

ارسال نظر

دریافت کد فیدخوان