Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

بگذاريد روي پاي خودم بايستم

بگذاريد روي پاي خودم بايستم

چه کسي دوست ندارد فرزندش بتواند به تنهايي کارهاي مربوط به خودش را انجام دهد؟ کدام پدر و مادري را مي شناسيد که دلش نخواهد فرزندش روي پاي خودش بايستد و به ديگران متکي نباشد؟ اما سوال اينجاست که والدين براي رسيدن به اين خواسته چه کار مي کنند و رمز موفقيت پدر و مادرهايي که فرزنداني مستقل تربيت کرده اند، چيست؟ به طور حتم يکي از مهم ترين اهداف تربيتي والدين، پرورش استقلال کودک است؛ به طوري که در آينده بتواند مستقل و بدون نياز به ديگران زندگي کند. در واقع کودک بايد بياموزد طوري زندگي کند که براي رفع نيازهايش به کسي محتاج نباشد. البته همه ما براي برآورده کردن نيازهاي مان ممکن است به ديگران نياز داشته باشيم، ولي بايد بدانيم اين کار به صورت داد و ستد انجام مي شود؛ ما کاري را براي ديگري انجام مي دهيم و او هم کاري را براي ما. به اين ترتيب ما در چنين رابطه اي نيازمند کسي نيستيم. در ميان حرف هاي خودماني نيز متوجه مي شويم همه پدر و مادرها آرزو دارند فرزندان شان را طوري تربيت کنند که در آينده بتوانند روي پاي خودشان بايستند و براي رفع نيازها به ديگران متکي نباشند؛ فرزنداني که در آينده نه چندان دور بايد بتوانند شغل مناسبي پيدا کرده و با کسب درآمد کافي، زندگي مستقلي داشته باشند. متخصصان همواره والدين را از رفتارهاي وسواس گونه برحذر داشته و بر اين باورند که پدر و مادر بايد با توجه به توانمندي هاي جسمي و ذهني کودک، تا جايي که امکان دارد او را مستقل بار بياورند. به عبارت ديگر بچه هايي که از سلامت جسمي و هوش معمول برخوردارند، اگر درست تربيت شوند و آموزش صحيح ببينند مي توانند به اين هدف دست پيدا کنند. کارشناسان تاکيد مي کنند حتي پدر و مادر کودکاني که از نظر فيزيکي مشکلات و کاستي هايي دارند نيز بايد آنها را طوري تربيت کنند که تا حد امکان کمتر به ديگران وابسته و نيازمند باشند.
 

 

چه بايد کرد؟

همه والدين مي دانند فرزندشان بايد توانايي مستقل زندگي کردن را داشته باشد، اما آيا همه آن ها راه مناسب رسيدن به اين خواسته را نيز مي شناسند؟ «من فکر مي کنم اگر دخترم همه کارهاي مربوط به خودش را انجام دهد، حتما در آينده زندگي مستقلي خواهد داشت و براي اين که زودتر و راحت تر به اين خواسته برسم از او خواسته ام هيچ وقت از من يا پدرش کمک نخواهد. براي همين او خودش به مدرسه مي رود، برمي گردد، درس هايش را مي خواند و حتي اگر من نباشم مي تواند غذايش را آماده کند و بخورد.» والدين بايد بدانند مستقل شدن نيز مانند ساير مراحل رشد فرزندان، تدريجي بوده و در طول سال هاي کودکي و نوجواني شکل مي گيرد. والدين بايد بدانند مستقل شدن نيز مانند ساير مراحل رشد فرزندان، تدريجي بوده و در طول سال هاي کودکي و نوجواني شکل مي گيرد. به همين دليل بايد براي اين مرحله از زندگي فرزندشان نيز برنامه داشته باشند. پيش از هر چيز والدين بايد به ياد داشته باشند زماني که کودک توانايي انجام کاري را پيدا مي کند، بتدريج انجام آن را به خودش واگذار کنند. البته نکته اي که بايد به آن دقت کنيم، اين است که توان انجام کار با مهارت تفاوت دارد؛ به اين معني که شايد کودک نتواند کاري را به درستي و ماهرانه انجام دهد اما اگر از نظر فيزيکي انرژي لازم براي اجراي آن را داشته باشد، بايد اجازه دهيد خودش مشغول انجام آن کار شود. در اين شرايط تنها بايد کمي او را حمايت کنيد و شيوه صحيح را به او بياموزيد تا کم کم مهارت لازم را نيز به دست آورد. البته ممکن است کودک بارها خطا کند و نتواند کار موردنظر را بدرستي انجام دهد، اما مطمئن باشيد بتدريج مهارت لازم را کسب مي کند و مي تواند به تنهايي کارهايش را سر و سامان ببخشد. در شرايطي هم آن ها با فرزندشان همراه مي شوند، چون باور دارند اگر در فعاليتي کنار او نباشند، او هم آن را انجام نخواهد داد و کار ناتمام باقي مي ماند. در حالي که بهتر است در اين مواقع هم اجازه دهند کودک خودش نتايج انجام ندادن آن کار مشخص را ببيند و متوجه تفاوت انجام دادن يا ندادن کار مربوط به خودش بشود. البته مشکلات به همين موارد ختم نمي شود و برخي از والدين اشتباهات ديگري هم مرتکب مي شوند. متاسفانه خيلي از والدين مانند فکر مي کنند و با عجله فعاليت هاي مربوط به فرزندشان را برايش انجام مي دهند؛ بدون اين که فرصتي به او داده باشند. در حالي که چنين رفتاري هم باعث مي شود کودک هيچ وقت ياد نگيرد کارهايش را درست انجام دهد.

 

استقلال هم ريشه ژنتيک دارد

محققان نيز اين مساله را تاييد مي کنند و مي گويند از نظر ژنتيک برخي افراد استقلال شخصيتي و اعتماد به نفس بارزتري از خود نشان مي دهند و در مقابل گروهي هم به حمايت بيشتري نياز دارند. اما اين مساله به هيچ وجه به معناي ناديده گرفتن جنبه هاي تربيتي نيست و شيوه هاي برخورد صحيح مي تواند ژن هاي مثبت و منفي را تقويت يا تضعيف کند.

 

از کي و چگونه؟

وقتي کودک اولين توانمندي هاي موردنياز را پيدا مي کند، والدين ديگر نبايد در آن مورد، بيش از حد کمکش کنند؛ به عنوان مثال وقتي کودک مي تواند سينه خيز حرکت کند، بايد اجازه دهيد خودش به سمت اسباب بازي حرکت کند. اين نکته ها نشان مي دهد تربيت نيز مانند غذا دادن به کودک است از همان روز نخست تولد شروع مي شود و در طول سال هاي زندگي فقط نوع و ميزان آن تغيير مي کند و اين پدر و مادر هستند که بايد با برنامه اي درست، پيمودن اين مسير را براي فرزندشان دلپذير کنند.

ارسال نظر

دریافت کد فیدخوان