Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

تنها در برابر والدين

تنها در برابر والدين

زندگي ماشيني باعث شده تا زوج ها به داشتن تنها يک فرزند در زندگي خود بسنده کنند. اين در حالي است که والدين تک فرزند همواره احساس گناه مي کنند چون بر اين باورند که تنها فرزند آن ها در طول زندگي خود احساس تنهايي خواهد کرد و به اصطلاح لوس خواهد شد.

 
 
 
زندگی ماشینی باعث شده تا زوج ها به داشتن تنها یک فرزند در زندگی خود بسنده کنند. این در حالی است که والدین تک فرزند همواره احساس گناه می کنند چون بر این باورند که تنها فرزند آن ها در طول زندگی خود احساس تنهایی خواهد کرد و به اصطلاح لوس خواهد شد. آیا فکر می کنید بچه های یکی یه دونه، لوس و ننر هستند؟ نه الزاما اما به دلیل نبود خواهر و برادر ممکن است با مشکلات خاصی روبه رو شوند که در آینده آنان تأثیرگذار باشد. در مرکز توجه و عشق قرار گرفتن، هیچ گاه بی دردسر نیست.
 

تک فرزند، تحت کنترل والدین

تک فرزند در مرکز توجه است و اغلب بیش از حد تحت حمایت پدر و مادرش قرار دارد. وارنکا مارک، روانکاو کودکان، خاطر نشان می کند: «حمایت بیش از حد از کودک، به او احساس امنیت شدید و قدرت کامل می دهد». با این حال، این قهرمان جمع خانواده، از ترس رویارویی با غریبه ها و بحث و مشاجره با دیگران، گاه جرات نمی کند در بیرون از محیط خانه ریسک کند. چنان چه این نوع عملکرد تا دوران بزرگسالی ادامه یابد، او را هم از لحاظ اجتماعی و هم احساسی حقیقتا عقب نگه می دارد. علاوه بر آن، حمایت بیش از حد والدین، اغلب با توقع و انتظار بیش از حد آنان از فرزندشان و کنترل دائم کودک همراه است؛ «کجا میری؟ با کی؟ چرا؟». زمانی که تمامی ترس های پدر و مادر روی یک کودک متمرکز شود، تربیت با مزاحمت همراه می شود. رضا همواره به یاد دارد که«به محض آن که پیش دوستانم می رفتم یا همین که از سالن سینما خارج می شدم، باید فورا به مادرم زنگ می زدم و مورد تمسخر دوستانی قرار می گرفتم که مرا نی نی کوچولو می دانستند. پدر و مادرم همیشه می ترسیدند که بلایی سر من بیاید و دست و دلشان برایم می لرزید. حتی تا جایی پیش رفتند که مرا از رفتن به کلاس های اسکی منع کردند؛ ممکن بود به خودم آسیب برسانم یا بدتر...! هنوز از دست آن ها دلخور هستم. هم اکنون ۲۸ساله هستم و مادرم هم چنان هر روز به من زنگ می زند تا ببیند سالم هستم یا نه و من هنوز جرات ندارم به او بگویم که مرا به حال خودم بگذارد».

 

 

تک فرزند، تنها در برابر والدین

پدر و مادر مرتب دور و بر تنها فرزندشان هستند و او را در فعالیت های روزانه(بازی، تکالیف مدرسه، بحث و گفتگو و...) همراهی می کنند، با این حال او تنهایی و گاه بی حوصلگی و غم را می شناسد. این تناقض باعث می شود که او زودتر به پختگی برسد. از آن جایی که مستقیما با زندگی آدم بزرگ ها سر و کار دارد، خیلی زود خود را وقف فعالیت هایی که بیشتر قوه عقلانی او را به کار می اندازند(مثل خواندن) می کند. هم چنین گاه ممکن است مسئولیت اخلاقی و روانی که والدین بر دوش فرزندشان می گذارند، موجب پختگی زودرس او شود. یکی از تک فرزندان می گوید: «به عنوان فردی قابل اعتماد، مادرم همه درد دل هایش را با من می کرد و خیلی زود به تمام چیزهایی که بین پدر و مادرم می گذشت پی بردم؛ از دعواهای خصوصی شان گرفته تا ناکامی های شغلی شان. از آن جایی که دیگر نمی توانستم نقش یک میانجی را برایشان ایفا کنم، در سن ۱۷سالگی خانه را رها کرده و ترک تحصیل کردم. در ۳۵سالگی، نماینده پدر و مادرم باقی ماندم. حتی بعد از طلاق شان، مرا درگیر قضیه ای می کردند که ربطی به من نداشت. دلم می خواهد دیگر کاری با آن ها نداشته باشم اما از این بابت به شدت احساس گناه می کنم. از این که خواهر و برادری ندارم تا سنگینی این بار را تنهایی به دوش نکشم و آن را با آنان تقسیم کنم، افسوس می خورم.» تک فرزند به تنهایی نگرانی ها و تشویش های والدینش را بر دوش می کشد. به گفته وارنکا مارک، روانکاو، از آن جایی که تک فرزند به تنهایی این مسئولیت را بر عهده می گیرد، واکنشی که نشان می دهد آن است که یا به شدت از خود در برابر دیگران محافظت خواهد کرد یا برعکس، به طور سیستماتیک تمایل خواهد داشت مسئولیت اطرافیانش را بر عهده بگیرد.

 

تک فرزند کسی را برای رویارویی ندارد

یک متخصص کودکان و روانکاو معروف انگلیسی، بر این باور است که«ارتباط با خواهر و برادر نقشی مهم و اساسی در رشد و شکوفایی کودک ایفا می کند». این ارتباط در او میل به بازی و سرگرمی ایجاد می کند، این امکان را فراهم می سازد تا نقش های متفاوتی را بازی کند، به او کمک می کند تا خلاقیت و خودجوشی اش را افزایش دهد، به او فرصت می دهد تا خشم و پرخاشگری اش را ابراز کند و به او می آموزد تا این حس را هدایت کند؛ همان چیزی که او را برای زندگی در جامعه و رویارویی با افراد آماده می کند. بنابراین، نبود خواهر یا برادر در خانه موجب می شود که هر کودکی واکنش های متفاوتی در این موارد از خود نشان دهد. یک کودک تنها ممکن است در بیرون از خانه به دنبال رابطه خواهر یا برادری باشد. تک فرزند دیگر در رویارویی با رقابت ها، به ویژه رقابت های اجتناب ناپذیر در مدرسه احساس می کند که نمی تواند به پای همکلاسی هایش برسد. از آن جایی که خواهر و برادری ندارد که با آن ها رقابت کند، برای رقابت در مدرسه آمادگی چندانی ندارد، از این رو در دوران بزرگسالی، ستیزه جویی پویا و مثبت را از دست خواهد داد و چون در دوران کودکی این فرصت را نداشته است تا خود را با سایرین مقایسه کند، قربانی احساس حقارت خواهد شد.

 

جلوگیری از مشکلات تک فرزندی

اما آیا خانواده های تک فرزند واقعا دچار مشکل خواهند شد و اگر پاسخ مثبت است چگونه می توان این مشکلات را حل کرد. نظر برجسته ترین روانشناسان را در این رابطه مرور می کنیم .

تنهایی :تنهایی برای یک کودک هم خوب است و هم بد. خوب از این جهت که والدین مجبور نیستند محبت و توجه خود را میان فرزندان شان تقسیم کنند و بد به این دلیل که کودک در برقراری ارتباط با دیگران دچار مشکل می شود و ممکن است حسود شود .چه باید کرد؟ فرصت های زیادی برای کودک خود(در سنین قبل از دبستان) بوجود بیاورید تا با بچه های هم سن ارتباط داشته باشد. دعوت از دوستانی که کودک دارند و یا فرستادن بچه به مهدکودک بهترین راه حل است. هم چنین پس از این که فرزند شما وارد مدرسه شد ارتباط او با هم سن و سال هایش را همواره حفظ کنید. مثلا با بچه های همسایه ارتباط داشته باشد و یا او را در کلاس های مختلف ثبت نام کنید. سعی کنید با بستگان و خانواده هایی رفت و آمد داشته باشید که فرزند هم سن فرزند شما دارند . رشد سریع :تک فرزند به دلیل زندگی در یک محیط بزرگسال از لحاظ روحی و روانی بسیار سریع تر رشد می کند و دنیا را از دید بزرگسالان می بیند . چه باید کرد؟ شما و همسرتان باید کمتر به فرزندتان به عنوان تنها همدم خود وابستگی داشته باشید. والدین باید همیشه والدین فرزندشان بمانند نه همدم او . توقعات بالا :علت تک فرزندی بسیاری از خانواده ها تجمیع تمام امکانات رفاهی برای تنها فرزند خانواده است. با وجود این که تجمیع امکانات برای یک بچه احتمال موفقیت وی را بسیار بالا می برد اما به موازات آن ممکن است توقعات والدین از فرزند خود را نیز افزایش بدهد همین موضوع باعث خواهد شد تا فرزند برای موفق شدن و انجام کارهای بزرگ زیر فشارهای روحی و روانی له شود . چه باید کرد؟ کوچک ترین کارهای فرزند خود را زیر ذره بین قرار ندهید. اجازه بدهید که وی حریم خصوصی و هویت مستقل برای خود داشته باشد. او باید احساس کند که شما به خاطر همان چیزی که هست دوستش دارید و توقعات غیر معمول از وی ندارید. در فواصل زمانی مشخص با معلمان وی مشورت کنید. آن ها می دانند که توانایی های فرزند شما تا چه حدی است. در صورت آگاهی از این توانایی ها دیگر انتظارات غیر معقول از آن ها نخواهید داشت . سرخوردگی: با توجه به این که تک فرزند، کانون تمام توجهات و محب های والدین در طول زندگی است به همین دلیل تا زمان ورود به دنیای خارج از خانه همه چیز را بر وفق مراد می بیند. اما به محض ورود به این دنیای جدید دچار سرخوردگی می شود چون همه چیز دیگر بر وفق مراد او نخواهد بود . چه باید کرد؟ به فرزند خود بیاموزید که ممکن است در زندگی با ناکامی و مسائل زیادی مواجه شود که بر وفق مرادش نیستند. اما از همه مهم تر درخواست های فرزند خود را به سرعت اجرا نکنید. به او یاد بدهید که باید برای رسیدن به هدفش تحمل داشته باشد و صبر کند چون دنیای خارج از خانه هم این گونه است .

ارسال نظر

دریافت کد فیدخوان