Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

تاثير هنر بر خلاقيت کودکان در آينده

تاثير هنر بر خلاقيت کودکان در آينده

برای گذر از عصراطلاعات و ورود به دنيای آينده می بايستی کودکان را توانمند ، خلاق ،ارتباط گر و مسلط به فناوريهای جدید روز تربيت کرد ،آن چنان که دارای انگيزش بالا بوده و از شوق زندگی کردن برخوردارباشند تا بتوانند در دنيای پررقابت و پیچیده آينده تاب تحمل داشت

 

 

 

 

براي گذر از عصراطلاعات و ورود به دنياي آينده مي بايستي کودکان را توانمند ، خلاق ،ارتباط گر و مسلط به فناوريهاي جديد روز تربيت کرد ،آن چنان که داراي انگيزش بالا بوده و از شوق زندگي کردن برخوردارباشند تا بتوانند در دنياي پررقابت و پيچيده آينده تاب تحمل داشته و موفق شوند.

اگر کودکان ما براي آينده تربيت نشوند ، جوانان آينده ما در يک رقابت سخت دچار شکست شده وبا از دست دادن اعتماد به نفس خود به مشکلات رواني دچار خواهند شد و آنگاه ممکن است شاهد افتادن آنان در دام آسيب هاي اجتماعي باشيم و چه بسا در آينده با موجي از عارضه هاي رواني در سطح جامعه روبرو شويم .

براي لحظه اي در گوشه اي بنشينيم و چشمان خود را ببنديم و به دنيايي که در آن زندگي مي کنيم بيانديشيم.

سرعت و شتاب زندگي و پديد آمدن تحولات شگفت انگيز از ويژگيهاي عصر حاضر است و هر لحظه اتفاقي جديد در حال وقوع است و اين اتفاقات همچون حلقه هاي زنجير به يکديگر متصل بوده و از دل زمان خارج مي شوند . توليد علم و دانش چنان سرعتي به خود گرفته است که باراني از اطلاعات بر روي سر انسان ها فرو مي ريزد .

شبکه اينترنت که ريشه هاي گسترده فناوري اطلاعات را تشکيل مي دهد با سرعتي شگفت انگيز به پيش مي رود و هر نقطه اي از کره زمين را تحت سيطره خود در مي آورد و هر لحظه مغز يک انسان را به هزاران انسان ديگر مرتبط مي کند و بدين وسيله او را در ميان سيلاب اطلاعات رها مي سازد . اگر تا دو دهه پيش به آدمي مي آموختند که چگونه به کسب اطلاعات و گردآوري آن بپردازد .اکنون در پي آنند که به انسان بياموزندکه چگونه سدي بسازد تا از يورش سهمگين اطلاعات خود را ايمن سازد و تنها از آن ميزان اطلاعات که نياز واقعي اوست بهره مند شود.

امروزه نوزادان متولد مي شوند تا بتوانند آينده را مديريت کنند و اين رسالت سنگين بر عهده ماست تا آنان را براي آن دوران آماده نماييم .

دوراني که انسان بايد علاوه بر زندگي در محيط در حال تغيير ، بتواند خلاقانه بيانديشد و با ايجاد افکار نو به حل مشکلات بپردازد و با هنرمندي سکان کشتي زندگي خويش را در اين درياي متلاطم به پيش ببرد .

حال تصور کنيد فردي ساعت ها در حال نقاشي کردن است و به دور از هياهوي دنياي امروز ، در تخيل خود سير مي کند و گويي ذهن او در درياي آرام درون ، قلابي را رها ساخته و ساعت ها به دنبال يافتن چيزي تازه در دل اين درياست .در اين ميان ممکن است پرنده ذهن او به آسمان پرواز کند و در جستجوي خالق خويش به سير و سياحت بپردازد و يا در دل اعماق درياي وجود به جستجوي درون خود بپردازد و هر لحظه تجربه اي کسب کند و در اين ميان چه بسا اولين جرقه هاي خلاقيت پديدار شده و زمينه ساز افکار نو گردد. هنر قادر است شرايطي را فراهم کند که آدمي بتواند به دور از هياهو در ميان زيباييها سير کند و بدين وسيله به آرامش برسد و در کنار آن عميق تر بيانديشد.

کودکان امروز، نيازمند هنرند تا در آينده با کمک آن بتوانند بهتر انديشه نمايند.

براي پي بردن به اهميت هنر در بروز خلاقيت بهتر است تعريفي از خلاقيت داشته و سپس به بيان ويژگيهاي فرد خلاق بپردازيم .

تعريف خلاقيت

بيان تعريفي جامع از خلاقيت کار سختي است و صاحبنظران تعاريف مختلفي ارائه کرده اند شايد ساده ترين تعريفي که بتوان از خلاقيت داشت عبارت است از : " خلاقيت عبارت است از اينکه فردي فکري نو و متفاوت ارائه دهد ."

"استيفن رابينز " خلاقيت را به معناي توانايي ترکيب انديشه ها و نظرات در يک روش منحصر به فرد با ايجاد پيوستگي بين آنان بيان مي کند .

" گيلفورد " دانشمند آمريکايي خلاقيت را با تفکر واگرا ( دست يافتن به رهيافت هاي جديد براي مسائل ) در مقابل تفکر همگرا ( دست يافتن به پاسخ ) مترادف دانسته است. افرادي که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با ديگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور شده و روش هاي خلاق و جديد را به کار مي برند . برعکس کساني که از اين خصوصيت برخوردار نيستند تفکر همگرا دارند و در فکر و عمل خود از عرف و عادت پيروي مي کنند .

ويژگي هاي فرد خلاق

مهم ترين ويژگيهاي يک افراد خلاق به شرح زير است :

-انگيزه بالايي براي پيشرفت دارند

آنها کنجکاو و جستجوگرند

-در انجام کارها داراي پشتکار و انضباط هستند

-انگيزه فراواني براي کسب دانسته ها و تجربيات جديد دارند

-شوق فراوان براي زندگي کردن دارند

-زيباپسند بوده و علاقمند به آثار هنري هستند

-مي توانند بر روي ديگران بسيار تاثير گذار باشند

-داراي قوه تخيل (فعال ) بالايي هستند

-ميل به استقلال دارند و از اينکه همرنگ جامعه باشند مي پرهيزند و در مواردي که دستورهايي بر خلاف ميل و يا اعتقادات خود دريافت کنند به سرپيچي از آنها تمايل نشان مي دهند

-در زندگي کمتر جزيي نگر هستند

-پيچيدگي در امور را بر سادگي ترجيح مي دهند

-روحيه اي طنزگونه دارند و از شوخ طبعي برخوردارند

-تمايل به انجام کارهايي دارند که با ريسک توام است

-افراد خلاق کارها را به خاطر لذت و رضايت بخشي انجام مي دهند و کمتر تحت تاثير عوامل بيروني نظير شهرت ، پول و يا تاييد ديگران کار مي کنند

-گرايش به سادگي و ايجاد نظم دارند

-در انجام تصميم گيرها انعطاف پذيرند

-مسائل پيچيده را به مسائل ساده ترجيح مي دهند

-آنها تمايل دارند که احساسات و هيجانات خود را صريح بيان کنند.

افراد خلاق از هوشي بالاتر از حد متوسط برخوردارند

- به موضوعاتي توجه مي کنند که ديگران به آن توجه نداشته اند

-در مواردي آنها براي يک مسئله مي توانند چندين راه حل داشته باشند

اگرچه تمامي عوامل فوق در يک فرد خلاق ممکن است وجود نداشته باشد اما مي توان بيان داشت اين ويژگيها ممکن است در افراد خلاق بيشتر ديده شود

حال با توجه به تعاريف بيان شده در مي يابيم که هنر بواسطه ويژگيهاي زير مي تواند زمينه ساز خلاقيت در انسان باشد :

1-هنر آدمي را وادار مي کند که تجربيات جديدي کسب کند و آن را به ديگران منتقل کند و اين خود سرآغاز تبادل انديشه و ظهور افکار نو خواهد بود و به گفته ارنست ديمنه از پايه گذاران آموزش و پرورش فرانسه ، هنگامي که انسان افکار و تجربيات جديد خود را به ديگران منتقل مي کند و از ذهن خود خارج مي کند باعث شود همچون حلقه اي از زنجير عمل کند که با کشيدن آن به بيرون از ذهن باعث بيرون آمدن افکار جديد تري مي شود و اين اقدام سبب به فعال نمودن مغز براي انديشيدن بيشتر مي شود.

2-هنر کمک مي کند ذهن آدمي در فضايي آرام بخش و با آزادي سير کند، کاوش نمايد و چيزهاي جديد کشف کند و انديشه هايي بروز دهد که تجربه نشده است . اصولا هنگامي که ذهن انسان در فضايي ناآرام بسر مي برد و دچار تضاد ها ،نگراني ها و دغدغه هاي فراوان است بخش زيادي از انرژي مغز براي مقابله با اين نابساماني ها به هدر مي رود و در نهايت خسته و درمانده مي شود وهنگامي که ذهن خسته است عمق تفکر بسيار نزول مي کند و انسان قادر به انديشيدن عميق نيست و تنها در هنگام کارکردن ، تمايل دارد که کارهاي تکراري که نيازمند تفکر نيست را به انجام رساند و اگر اين عارضه در يک جامعه گسترش يابد مي توانيم حدس بزنيم تا چه حد مردم تمايل خواهند داشت براي انجام امور تفکر کنند و فعاليت هاي خود را با عقل و انديشه پيش ببرند.

3-هنر زمينه ساز انگيزش است و انسان را وادار به حرکت مي کند . انساني که با انگيزش بوده و هدفمند به پيش مي رود ،خلاقيت او را همچون دوست براي رسيدن به هدف ياري خواهدکرد.

4-هنر با خلق زيبايي ها به مغز انسان آرامش مي بخشد و شرايطي را پديد مي آورد که سلول هاي مغزي در فضايي به دور از هياهو و نگراني انديشه نمايند،چراکه محيط پر استرس و نگران کننده ، براي سلول هاي مغزي مخرب است.

5- هنر مي تواند آدمي را به درون خويش هدايت نمايد و اگر انسان در اين ميان خويش را بشناسد و رسالت و هدف بزرگي را براي خود کشف نمايد ، باعث ايجاد تحولي در انسان مي شود که زمينه ساز انگيزش دروني بوده و اين خود پيش زمينه خلاقيت در انسان خواهد بود.

6-هنر بهره گيري از قوه تخيل فعال را در انسان تقويت کرده و اين خود مي تواند زمينه ساز افکارنو شود .بسياري از اختراعات بزرگ برگرفته شده از تخيل ذهن بزرگاني است که در گذشته اين اختراعات را در ذهن خود تصور کرده بودند و سپس توسط ديگران به عمل تبديل شده است .

7-هنر زمينه ساز جستجو گري انسان به سوي خالق خويش است که اين مي تواند سرآغاز رشد اخلاق و شکل گيري خلاقيت مثبت و اثربخش در انسان باشد .بطور مسلم خلاقيت زماني براي بشر قابل ارزش خواهد بود که ثمره هاي آن براي انسان نيکبختي و سعادت در پي داشته باشد

8- هنر زمينه ساز ثبت تجربيات بشر است ، تجربيات ثبت شده بشر مهم ترين چيزها براي وادارکردن انسان ها به تفکر است و رشد تفکرکردن سرآغاز دست يابي به افکار نو و بروز خلاقيت خواهد بود.

9-مغز از دو نيمکره تشکيل شده است .دو نيمه مغز شبيه يکديگر بوده و هماهنگ با هم عمل مي کنند . فعاليت هايي نظير رياضيات ،زبان و ارتباط کلامي ، منطق،بررسي و تجزيه و تحليل و نويسندگي در نيمه سمت چپ مغز انجام مي شود و فعاليت هاي نظير تصور و تجسم ، شناخت رنگ ، موسيقي ،وزن و آهنگ ، خيالات و آرزوها بر عهده نيمه راست مغز است . هرگاه انسان بتواند از دو نيمه مغز استفاده کند کارايي مغز بطور فوق العاده اي افزايش خواهد يافت . نود درصد مردم با سمت چپ مغز خود فکر مي کنند بسياري از دانشمندان با بهره گيري از هنر تلاش کرده اند نيمه راست مغز خود را فعال نگهدارند و به همين علت لازم است که با بهره گيري از هنر قابليت هاي مغزي خود را افزايش دهيم

10-..هنر داراي تاثيرات درماني بر روي بدن انسان دارد که با بهره گيري از آن مي توان به درمان بعضي عارضه ها پرداخت و يا از بعضي مشکلات پيشگيري نمود و اين خود سبب سلامت جسم و مغز مي شود.روانکاوان معتقدند هنر از نظر عاطفي موجب کاهش احساس خشم و نفرت و پرخاشگري در کودک مي شود و خلق آثار هنري مي تواند باعث تقويت اعتماد به نفس در کودک شود . بکار گيري روش هاي درماني نظير نمايش درماني ، قصه درماني ، هنر درماني ،کاربرد موسيقي در درمان بيماران مضطرب و افسرده در حال افزايش است .

تولد نوزاد ، آغاز آموزش هنر

هنگامي که فرياد نوزادي به هنگام تولد به آسمان مي رود ، گويي فرياد مي کشد که چرا از يک مکان آرام بخش به دنيايي قدم گذاشته است که شگفت انگيز و پيچيده و تاحدي نا امن است . او در اين هنگام نيازمند آغوش گرم مادر است تا در شب هنگام با صداي لالايي او به خواب رود. لالايي هاي مادر که با آهنگي دلنشين خوانده مي شود ،اولين تاثير گذاري هنر بر روي جسم و روان کودک است .اين شعرهاي آرام بخش که نسل اندرنسل منتقل شده اند ، تاثير خوبي در سخن گفتن و رشد مغز کودک دارد و از اين زمان تا زماني که وي به مهدکودک مي رود شامل دوراني است که کودک در خانه و در کنار والدين در حال يادگيري و آموزش است .

در آموزش چهار عامل نقش مهمي دارند که عبارتند از :

معلم با انگيزه :

آموزش گيرنده با انگيزه:

محتوي آموزشي مناسب:

فضاي آموزشي مناسب:

حدود پنج سال اول زندگي انسان که در محيط خانه سپري مي شود جزو مهم ترين سال ها در شکل گيري شخصيت انسان محسوب مي شود , و اگر در اين سال ها بتوان هنر را به خوبي به کودک آموزش داد مي توان انتظار داشت که هنر بتواند در شخصيتکودک تاثير گذار باشد . براي مثال مي توانيم از خاطرات استفان‌ جي‌گولد (Stephan J Gould ) دانشمند معروف‌ ديرين‌شناس ( (paleontologist که‌ در سال‌ 2002 ميلادي‌ درگذشت‌، ذکري به ميان آوريم که در خاطرات‌ خود گفته است : زماني‌ که‌ پنج‌سال‌ سن‌ داشتم‌، از موزه‌ تاريخ‌ طبيعي‌ ديدن‌ کردم‌ و آثار به‌ نمايش‌ گذاشته‌ شده‌ در اين‌ موزه‌ چنان‌ در وجود من‌ اثر گذاشت‌ که‌ از همان‌ زمان‌ علاقه‌مند شدم‌ که‌ يک‌ دانشمند ديرين‌شناس‌ شوم‌.

در خصوص اين دوران بايد بيان داشت که چهار عامل آموزشي داراي شرايط زير هستند:

-مادر جزو با انگيزه ترين معلم هاي دنيا در خانه حضور دارد و مي تواند خود را وقف آموزش کودک نمايد

-کودک با انگيزه ترين آموزش گيرنده است و در اين دوران داراي چنان عطش يادگيري است که اگر به خوبي بتوان از اين فرصت استفاده کرد بيشترين تاثر را مي توان بر شخصيت او بر جاي گذاشت و به گفته کريستين بوبن نويسنده فرانسوي :" بچه ها مثل دريانورداني هستند که به هر نقطه اي که نگاه مي کنند ،آنجا بيکران و وسيع است .

-محيط منزل : مکاني است که اگر به خوبي براي آموزشدادن هنر به کودک آماده شده باشد مي تواند بر يادگيري کودک بسيار تاثير گذار باشد

محتوي آموزش : در کشور ما متاسفانه به علت ضعف درآموزش والدين ،مادر به مطالب و دانسته هايي که به خوبي او را در آموزش هنر به کودک ياري نمايد دسترسي ندارد و بسياري از آموزش ها داده نمي شود و يا از طرفي بسياري از آموزش ها نيز غلط است و کمتر مادري را مي توان يافت که بتواند در اين دوران به درستي کودک خود را از آموزش هنر سيراب نمايد . متاسفانه يکي از مهم ترين دوران هاي آموزشي به راحتي در کشور ما از دست مي رود و اين فرصتي است که ديگر به دست نمي آيد و شايد بتوان گفت اين مهم ترين دوراني است که مي توان آشيانه هنر را در وجود شخصيت انسان ساخت و مرغ هنر را براي يک عمر بر بالاي سر انسان رها کرد تا هميشه در کنار او باقي بماند.

متاسفانه ما در گذشته نتوانسته ايم هنر را در اعماق وجود مردم خويش همچون گنجينه اي ارزشمند قرار دهيم تا با بهره گيري از آن محيطي زيبا براي خود پديد آورند و اين نشان دهنده ضعف آموزش هنر در سطح کشور است و مي بايستي آموزش هنر در دوران کودکي ونوجواني جدي گرفته شود تا در سال هاي آينده تاثيرات آن را در کشور خود شاهد باشيم .

حال اين سوال مطرح است که در کشور کدام مرجع مسووليت تدوين محتوي آموزشي و سياستگزاري براي آموزش والدين در خصوص هنر را پذيرفته است تا با يک آموزش نظام مند بتوان از اين دوران طلايي بهترين استفاده را نمود.

موارد زير براي بهره گيري از اين دوران در عرصه آموزش هنر به والدين پيشنهاد مي شود:

1-راه اندازي يک مرکز تخصصي ويژه جهت حضور صاحبنظران در عرصه هنر و تعليم و تربيت کودک به منظور انجام بحث هاي تئوريک و تدوين محتوي آموزشي و ثبت و طبقه بندي و آرشيو تجربيان داخل و خارج از کشور و در نهايت تدوين محتوي آموزشي جهت استفاده در کشور

2-ايجاد آموزشگاههاي هنري که درآنجا با برگزاري کارگاههاي آموزشي ، والدين در عرصه آموزش هنر به کودک آموزش ببينند

3-برگزاري دوره هاي آموزشي تخصصي براي کارشناسان و پژوهشگران

4-انتشار يک نشريه هنري ويژه آموزش هنر به کودک به زبان ساده و توزيع سراسري در سطح کشور براي عموم مردم

5-تدوين کتاب هاي آموزشي نحوه آموزش هنر به کودک و توزيع گسترده در سطح کشور

6-برگزاري مسابقات آموزشي براي والدين به صورت سراسري در سطح کشور به منظور فرهنگ سازي هنر و آموزش جامعه و اهداء جوايز براي جذب مردم

7-برگزاري کنگره هاي تخصصي به منظور ثبت تجربيات در زمينه آموزش هنر به کودک

8-فعال سازي سايت هاي اينترنتي در خصوص آموزش هنر به کودک

9- حمايت جهت فعال شدن سازمان هاي غير دولتي در خصوص آموزش هنر به کودک جهت جذب والدين علاقمند جهت حضور و تبادل نظر با يکديگر

10-تهيه منابع صوتي تصويري براي آموزش جامعه براي ارائه در صداو سيما.

ارسال نظر

دریافت کد فیدخوان