Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

بزرگترین و باسابقه ترین موسسه استعدادیابی ایران
88633815 - 021

چه‌ چیزی‌ کار شرکتها را جذاب‌ می‌سازد

چه‌ چیزی‌ کار شرکتها را جذاب‌ می‌سازد

‌خانم‌ ایی- دیسون‌(E-DYSON) دختر فیزیکدان‌ آمریکایی‌ که‌ از او به‌عنوان‌ اولین‌ بانوی‌ امریکایی‌ اینترنت‌ یاد می‌شود، معتقد است‌ که‌ تجارتهای‌ مدرن‌ نیاز به‌ تهیه‌ الگوهایی‌ دارد که‌ انگیزه‌ کارکنان‌ را دوچندان‌ کند. خیلی‌ها براین‌ باورند که‌ خواندن‌ نظرات‌ غیرموسوم‌ وی‌ باید برای‌ مدیران‌ اجباری‌ باشد.
‌ ‌یکبار از یک‌ مدیر ایتالیایی‌ که‌ در شرکت‌ ATT کار می‌کرد پرسیدم‌ که‌ به‌عنوان‌ یک‌ مدیر چه‌ کار می‌کند و هنوز هم‌ پاسخ‌ او را به‌ خاطر دارم: «من‌ جلب‌ اعتماد می‌کنم». آقای‌ VITTORIO CASSOUI بی‌اعتمادی‌ را از زندگی‌ کارکنان‌ خود دور می‌کند به‌طوری‌ که‌ کارکنان‌ می‌توانند پیشرفت‌ کرده‌ و کار خود را به‌نحو احسن‌ انجام‌ دهند. او به‌ آنها نمی‌گوید که‌ چه‌ کاری‌ را انجام‌ دهند تا آن‌ اندازه‌ که‌ بتواند توازن‌ را در یک‌ دریای‌ متلاطم‌ حفظ‌ کند.
‌ ‌از این‌ نوع‌ مهارت‌ مدیریتی‌ قضاوت، ریسک‌پذیری‌ به‌نام‌ هوش‌ عاطفی‌ یاد می‌شود. هم‌چنانکه‌ تغییر، ثبات‌ پیدا می‌کند رهبران‌ باید برای‌ مانور روی‌ آن‌ انعطاف‌پذیر باشند. اداره‌ موثر یک‌ جلسه‌ به‌ مهارت‌ نیاز دارد فرقی‌ نمی‌کند که‌ در اتاق‌ کنفرانس‌ و یا روی‌ یک‌ شبکه‌ باشد یا اینکه‌ داخل‌ سازمان‌ و یا با شرکا و مشتریان‌ باشد، ولی‌ شما مجبورید این‌ کار را در گستره‌ جهانی‌ و در درازمدت‌ انجام‌ دهید. باید مردم‌ را به‌ هیجان‌ آورده‌ و سپس‌ آرامشان‌ کنید. مشاجرات‌ را رفع‌ کرده، نکات‌ اصلی‌ یک‌ تعارض‌ یا استراتژی‌ را روشن‌ ساخته‌ و تصمیمات‌ شرکت‌ را اتخاذ کنید. تمام‌ این‌ توانمندیها، ایجاد اطمینان‌ و صمیمیت‌ می‌کند و باعث‌ ترقی‌ می‌شود.
از: علی‌ زلقی‌ ‌ ‌روانشناسی‌ تقریباً‌ با همه‌ جنبه‌های‌ زندگی‌ ما ارتباط‌ دارد. به‌ همان‌ اندازه‌ که‌ جوامع‌ از جنبه‌های‌ مختلف‌ صنعت، تجارت‌ و آموزش‌ و... پیچیده‌تر می‌شود، به‌ موازات‌ آن‌ روانشناسی‌ می‌تواند نقش‌ مهمتری‌ در حل‌ معضلات‌ ایفا کند.
‌ ‌روانشناسان‌ با انواع‌ بسیاری‌ از مسائل‌ و رفتارها سروکار دارند که‌ برخی‌ از آنها به‌نوبه‌ خود برحسب‌ زمینه‌ای‌ که‌ در آن‌ رفتار، روی‌ می‌دهد از اهمیت‌ زیادی‌ برخوردار است. برخلاف‌ روانشناسی‌ سنتی‌ که‌ بیشتر به‌ دیدی‌ ذهنی‌ و فلسفی‌ به‌ قضایا می‌نگریست، امروز روانشناسی‌ گستره‌ وسیعی‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ که‌ غالباً‌ دیدگاهی‌ علمی‌ و عینی‌ از مسائل‌ به‌دست‌ می‌دهد و شدیداً‌ بر کاربردی‌ بودن‌ این‌ شاخه‌ از علم‌ تاکید دارد.
‌ ‌ازجمله‌ دیدگاههای‌ کاربردی‌ روانشناسی‌ که‌ اهمیت‌ آن‌ سالیان‌ درازی‌ است، در سازمانها و قطبهای‌ صنعتی‌ و توسعه‌یافته‌ دنیا به‌وضوح‌ درک‌ شده‌ است‌ می‌توان‌ به‌ روانشناسی‌ صنعتی‌ وسازمانی‌ اشاره‌ کرد. روانشناسی‌ صنعتی‌ و سازمانی‌ یعنی‌ مطالعه‌ رفتار انسانی‌ در کار و کاربرد اصول‌ روانشناسی‌ در زمینه‌های‌ تولید، توزیع‌ و مصرف‌ (استفاده‌ از کالا و خدمات).
‌ ‌روانشناسی‌ صنعتی‌ و سازمانی‌ از بدو پیدایش‌ در آغاز قرن‌ حاضر، تحولات‌ زیادی‌ داشته‌ و هماهنگ‌ با پیشرفت‌ زمینه‌های‌ مختلف‌ علمی، این‌ شاخه‌ از دانش‌ نیز مسائل‌ وسیع‌تر و متنوع‌تری‌ را مطالعه‌ می‌کند. این‌ رشته‌ در نخستین‌ دوره‌ تحول‌ خود با تاکید تجربی‌ به‌ زمینه‌هایی‌ از قبیل‌ گزینش‌ و کارگماری، ارزشیابی‌ عملکرد و آموزش‌ کارکنان‌ و شرایط‌ محیط‌ کار می‌پرداخت‌ و تحت‌ عنوان‌ روانشناسی‌ صنعتی‌ از آن‌ یاد می‌شد. از اواسط‌ قرن‌ حاضر توجه‌ روانشناسی‌ صنعتی‌ به‌ جنبه‌های‌ اجتماعی‌ کار منجر به‌ تغییر نام‌ این‌ شاخه‌ از دانش‌ به‌ روانشناسی‌ صنعتی‌ و سازمانی‌ شد.
‌ ‌طبعاً‌ از آنجا که‌ زمینه‌ کار متخصصان‌ این‌ دانش‌ در محیط‌های‌ کاری‌ است. درک‌ اهمیت‌ این‌ رشته‌ درگرو دانش‌ مدیریت‌ سازمانها و میزان‌ آگاهی‌ مدیران‌ از معضلاتی‌ است‌ که‌ در سازمانهای‌ تجاری‌ و صنعتی‌ می‌توان‌ با توسل‌ به‌ یافته‌های‌ دانش‌ مذکور حل‌ کرد.
‌ ‌به‌طور قطع‌ به‌کارگیری‌ دانش‌ مدیریت، توأم‌ با اطلاعات‌ به‌ روز و مهارتهای‌ تخصصی‌ درحقیقت‌ همان‌ قدرت‌ سلطه‌ بر عوامل‌ طبیعت‌ و نفوذ در دلها و نگرش‌ و اندیشه‌ها برای‌ همسویی‌ با هدفهای‌ انسان‌ساز و حصول‌ اهداف‌ سازمانی‌ است.
‌ ‌کوتاه‌ سخن‌اینکه‌ بررسی‌ زیرکانه‌ غالب‌ تئوریهای‌ مدیریت‌ این‌ نکته‌ را به‌دست‌ می‌دهد که‌ وظیفه‌ مدیریت‌ دارای‌ دو بعد کلی‌ است: فنی‌ و انسانی. به‌ علت‌ وجود همپوشی‌ زیاد میان‌ بعد انسانی‌ مدیریت‌ و روانشناسی‌ صنعتی‌ و سازمانی، با کمی‌ احتیاط‌ شاید بتوان‌ بعد اخیر مدیریت‌ را بعد روانشناختی‌ نام‌ نهاد با این‌ تفاوت‌ که‌ روانشناسی‌ صنعتی‌ مباحث‌ بسیار عمیق‌ و وسیع‌تری‌ را دربر