Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

برقراري ارتباط موثر

برقراري ارتباط موثر

نحوه برقراري ارتباط موثر افراد

از واژه "ارتباط" تعاریف زیادی شده اما اگر اجزای اصلی آنها را کنار هم قرار دهیم به تعریف زیر می رسیم:

"ارتباط، هر عمل متقابلی است که شامل انتقال پیام باشد." حال ببینیم عناصر اصلی آن دقیقه چه هستند.

الف) عمل متقابل: نشان دهنده دوطرفه بودن ارتباط است. به عبارت دیگر، در هر ارتباطی باید دو یا چند واحد اجتماعی وجود داشته باشد.

ب) انتقال: گاهی اوقات، پیامی از سوی شخصی فرستاده می­شود اما طرف مقابل آن را دریافت نمی­کند. گاهی هم هیچ پیامی فرستاده نشده است اما ما به اشتباه تصور می­کنیم فرد مورد نظر حتما منظور یا پیامی داشته است.

ج) پیام: مهم نیست از چه طریقی؛ همین که پیامی ارسال و دریافت گردد کافی است. برای برقراری ارتباط همیشه نیازی به کلام نیست. گاهی تکان دادن سر، دست و ابرو نیز کار را تمام می­کند.

 

اهمیت ارتباط:

تا حالا به این فکر کرده­اید که اگر هیچ ارتباطی صورت نگیرد دنیا به چه شکلی در می­ آید؟ برای آسان­تر شدن این کار، تصور کنید یک شبانه روز با هیچ­کس و به هیچ صورتی ارتباط برقرار نکنید.

عناصر اصلی ارتباط:

تا اینجا احتمالا متوجه شده­ اید که ارتباط دو عنصر اصلی دارد: عنصر کلامی و غیرکلامی. حذف کردن و یا نامناسب بودن هر یک از این دو بخش می­تواند به وجود ارتباط موثر لطمه بزند. کلمات، تن صدا، بلندی صدا، تماس چشمی، حالات چهره، ژستها و حالات بدن از اصلی­ترین عناصر ارتباط هستند. اجازه دهید در مورد هر کدام از اینها کمی توضیح دهیم. در خصوص محتوای کلامی، نکات زیر را در نظر داشته باشید:

استفاده از موضوعاتی که برای دیگران جالب است، پرهیز از صحبت غیرضروری در مورد موضوعاتی که برای دیگران ناخوشایند است، عدم استفاده از کلمات و موضوعات تهدیدآمیز، در نظر گرفتن فرهنگ و بافت خانوادگی طرف مقابل.

تن صدا: افرادی که بصورت یکنواخت صحبت می­کنند معمولا باعث خستگی و کسالت دیگران می­شوند. برای برقراری ارتباط بهتر، سعی کنید احساس و هیجانات خود را در آهنگ و تن صدای خود نشان دهید.

بلندی صدا: اگر خیلی آهسته صحبت کنید ممکن است دیگران تصور کنند شما فرد خجالتی و ناتوانی هستید که اعتماد به نفس پایینی دارد. صدای خیلی بلند هم ممکن است دیگران را آزار دهد و در آنها احساس خطر و تهدید بوجود آورد. پس بهتر است بسته به موضوع صحبت، صدای خود را بالا یا پایین ببریم.

تماس چشمی: از مهمترین عوامل یک ارتباط موثر است؛ پس:

در طول ارتباط به فرد مقابل خود نگاه کنید، در عین حال گاهی چشم خود را به اطراف هم بگردانید، اکثر مواقع به نیمه پایین صورت فرد مقابل نگاه کنید، و از خیره شدن اجتناب کنید.

حالات چهره: بیشتر مواقع با نگاه کردن به چهره یک نفر می­توانیم احساسات و حالات او را حدس بزنیم. مثلا گره خوردن ابروها، بالا رفتن ابروها، و لبخند که به ترتیب می­تواند نمایانگر ناراحتی یا خشم، تعجب، و رضایت باشد.

ژست­ها: حرکاتی هستند که فرد انجام می­دهد و معمولا معنای خاصی دارند. مثلا بالا انداختن شانه­ ها اغلب علامت ندانستن یا عدم علاقمندی به موضوع است؛ بالا بردن دست می­تواند علامت سلام و تکان دادن دست نشانه خداحافظی باشد. استفاده از حرکات دست و بدن و ژست­ها نقش مهمی در بهتر رساندن پیام و جذاب­تر شدن ارتباط دارد.

حالات بدنی: سبک نشستن، ایستادن و راه رفتن فرد اطلاعات زیادی به ما می­دهد. مثلا اگر فردی را با شانه­ های آویزان، گردن خم شده و سر پایین ببینید، احتمالا حدس می­زنید که غمگین یا خسته است.

 

توصیه­ هایی برای بهتر کردن ارتباط کلامی

هنگام صحبت کردن:

-        پشت سر هم و بشکل مداوم حرف نزنید. گاهی مکث کنید تا هم مطمئن شوید که مخاطب حرفهای شما را بخوبی متوجه شده و دنبال می­کند و هم فرصت ابراز نظر به او داده باشید.

-        سعی کنید خودتان را جای شنونده قرار دهید و احساسات او را در نظر بگیرید.

-        آنچه را که قصد بیانش دارید، واضح بیان کنید.

-        به شنونده نگاه کنید.

-        مطمئن شوید آنچه که می­گویید با تن صدا و زبان بدن شما هماهنگی دارد.

-        تن و آهنگ صدای خود را تغییر دهید.

-        مبهم صحبت نکنید و با بیان جزئیات زیاد، موضوع را پیچیده نکنید.

-        از دیدن علایم آشفتگی در شنونده غافل نشوید. اگر احساس کردید که شنونده خسته شده یا حوصله­ اش سر رفته، موضوع صحبت را عوض کرده و به او نیز اجازه حرف زدن بدهید.

تفاوت شنیدن و گوش کردن:

حتما می­دانید که شنیدن با گوش کردن متفاوت است. شنیدن یک عمل غیرارادی محسوب می­شود که طی آن فرد فقط یک سری محرکهای شنیداری را دریافت می­کند. مثلا هنگامی که در کلاس نشسته­ اید، ممکن است صداهای بیرون را هم بشنوید، بدون اینکه توجهی به آنها داشته باشید.

اما گوش دادن یک فعالیت انتخابی است که شامل دریافت محرکهای شنیداری و تفسیر آنها می­باشد. خود عمل گوش دادن به دو نوع قابل تقسیم است: گوش دادن نافعال و گوش دادن فعال. گوش دادن نافعال از نظر کیفیت، کمی بالاتر از شنیدن است. هنگامی که به رادیو یا موسیقی گوش می­کنید یا وقتی که فقط از روی ادب به صحبتهای کسی گوش می­دهید، در واقع گوش دادن نافعال اتفاق می­ افتد. به عبارت دیگر، وقتی که پیام زیاد جالب نیست یا انگیزه­ای برای گوش دادن ندارید، گوش دادن شما بصورت نافعال است. در این نوع گوش دادن فقط بخشی از ذهن ما درگیر است و احتمال زیادی وجود دارد که حواس­مان پرت شود. در چنین مواقعی ما به ظاهر گوش می­دهیم، در حالی که ممکن است در حال فکر کردن به چیزهای دیگری باشیم. مسلم است که در این شرایط قادر به دریافت تمام اطلاعات موجود نیستیم. در چنین حالتی، احتمال بوجود آمدن سوءتفاهم نیز زیاد می­شود. پس... اگر می­خواهید ارتباط موثری ایجاد کنید، بهتر است از روشهای گوش دادن فعال استفاده کنید.

روشهای موثر برای گوش کردن فعال:

1-    به فرد مقابل توجه کنید. برای این منظور:

  • به فردی که صحبت می­کند نگاه کنید؛ در عین حال که سایر افراد حاضر را نیز مد نظر دارید و به واکنشهای آنها توجه می­کنید، بیشترین تماس چشمی را با گوینده برقرار کنید.
  • از واژه­ ها و اصواتی که نشانه توجه هستند استفاده کنید. واژه­ ها و اصواتی مانند "بله"، "آهان"، "متوجه­ ام" و حرکاتی نظیر تکان دادن سر، لبخند زدن، گره در ابرو انداختن از نشانه­ های کلامی و غیرکلامی توجه کردن هستند.
  • بیشتر اوقات کمی به طرف گوینده متمایل شوید. حالت بدنی آسوده و راحتی به خود بگیرید. سعی کنید بیش از حد تکان نخورده و جنب­ و جوش نداشته باشید.
  • نشانه­ های غیرکلامی راوی را به شیوه­ ای ظریف تکرار کنید. برای مثال، اگر او می­خندد، شما هم می­توانید لبخند ملایمی بزنید. همچنین با تکرار کلماتی که وی گفته است، او را به صحبت بیشتر در مورد موضوع تشویق کنید. به این مثال توجه نمایید:

امیر: دیروز خیلی خسته شدم. ظهر که از مدرسه برگشتم تا شب داشتم درس می­خوندم. آخر شب از خستگی نای شام خوردن نداشتم. ولی شب هر کاری کردم خوابم نمی­برد.

رضا: خسته بودی و خوابت نمی­برد...

  • کمتر صحبت کنید. زمانی که کسی صحبت می­کند، کمتر می­تواند گوش دهد.

2-    سوال کنید: سوال کردن علاوه بر اینکه روش خوبی برای جمع­ آوری اطلاعات است، به گوینده نیز نشان می­دهد که به حرفهای او گوش می­دهید. بهتر است از سوالات باز استفاده کنید، نه سوالهای بسته. سوالات بسته، سوالاتی هستند که می­توان آنها را با بله و خیر پاسخ داد یا می­توان جوابهای کوتاهی به آنها داد. سوالات باز، سوالاتی هستند که نیاز به پاسخهای طولانی­تری دارند. حسن سوالات باز این است که فرد را به دادن توضیح بیشتر تشویق می­کند. به نمونه­ هایی از این دو گروه سوال توجه کنید:

سوالات بسته: چند نفر بودید؟ مدرسه­ ات کجاست؟ کدام دوستت؟ غذا خوردی؟ کی برگشتی؟

سوالات باز: از مدرسه چه خبر؟ بعد چه اتفاقی افتاد؟ چه احساسی داشتی؟

3-    بازخورد بدهید، با عباراتی دیگر بازگو کنید و خلاصه نمایید. بازخورد دادن یعنی اینکه هنگام صحبت کردن با کسی، گاهی هم بکوشید برداشت خود از گفته­ های او را بازگو کنید. برای مثال، "منظورت اینه که دوست نداری کسی تو رو به این اسم صدا بزنه؟" یا "به نظر میاد کمی عصبی هستی". وقتی گوینده در بین صحبتهای خود مکث می­کند، بهترین زمان برای بازخورد دادن است. بازخورد دادن راهی است برای بررسی این نکته که آیا برداشت شما از صحبتهای او درست است یا خیر. مثلا در مثال دوم، ممکن است آن فرد بگوید "نه، فقط کمی سرم درد می­کند". با بازخورد دادن، به گوینده نشان می­دهید که حرفهایش برای شما مهم است و شما به گفته­ های او گوش می­دهید.

4-    از توصیه­ های زیر استفاده کنید:

  • مرتبط با موضوع صحبت پیش بروید. ممکن است بخواهید چیزی بگویید، ولی بهتر است اول اجازه دهید که صحبت گوینده تمام شود.
  • آنچه را که می­خواهید بگویید، به وضوح بیان کنید.
  • به جنبه­ های مثبت موضوع و فرد اشاره کنید.
  • هنگام بازخورد دادن از ضمیر "من" استفاده کنید.
  • از تعمیم دادن بیش از حد بپرهیزید و از واژه­ هایی مانند "همیشه" و "هرگز" کمتر استفاده کنید.
  • تا حد امکان نصیحت نکنید. بیشتر آدمها از نصیحت شدن خوش­شان نمی­آید.

موانع ارتباط موثر:

احسان در مورد مشکلی که با پدر و مادرش دارد، با پسر خاله­ اش نریمان صحبت می­کند:

احسان: بی فایده است. آنها مرا دوست ندارند. مرا مایه خجالت خودشان می­دانند. نمی­توانم با آنها صحبت کنم.

نریمان: تقصیر خودت هم هست. هیچ وقت سعی نکرده­ای خودت را جای آنها بگذاری.

احسان: اگر من جای آنها بودم این طور رفتار نمی­کردم. هیچ وقت به حرف من گوش نمی­دهند. پدرم مرا کتک می­زند. مادرم هم همیشه از او طرفداری می­کند.

نریمان: تو داری موضوع را بزرگ می­کنی. به این بدی­ها هم نیست. اگر بخواهی می­توانی اوضاع را آرام کنی.

احسان: گفتم که فایده­ای ندارد. بالاخره یک روز از دستشان فرار می­کنم و می­روم.

نریمان: تو دیوانه­ای...

اگر به جای احسان بودید، آیا مایل به ادامه صحبت با نریمان بودید؟ چرا؟ کدام یک از گفته­ های نریمان می­توانست مانعی بر سر راه ارتباط مناسب بین آنها باشد؟ به برخی از موانعی که می­تواند یک ارتباط موثر را دچار مشکل کند توجه کنید:

قضاوت کردن: قضاوت کردن یعنی تحمیل ارزشها و عقاید خود به یک فرد دیگر. وقتی نریمان به احسان می­گوید "تو داری موضوع را بزرگ می­کنی"، در واقع به نوعی سعی در قضاوت کردن در مورد مشکل احسان دارد. بنظر می­رسد آنچه احسان به آن احتیاج داشت، کسی بود که صمیمانه به او گوش دهد، نه اینکه فورا به قضاوت بپردازد.

ارجاع به خود: گاهی وقتی کسی در مورد موضوع خاصی صحبت می­کند، فرد مقابل به جای گوش دادن بلافاصله به بیان موضوع مشابهی در مورد خودش می­پردازد. این امر باعث ایجاد احساس ناکامی و بی­ اهمیت بودن در گوینده شده و به رابطه لطمه می­زند. توجه کنید:

امید: دوستم سیگار می­کشد. دیروز با هم رفته بودیم بیرون. به من هم تعارف کرد.

مهدی: من هم یکبار پسر عمویم بهم سیگار داد. ولی پدرم فهمید و... .

بی­ توجهی به احساسات فرد مقابل: در این موارد، احساسات فرد مقابل نادیده گرفته می­شود:

فرید از اینکه در کنکور رتبه امیدوار کننده­ای کسب نکرده ناراحت است و نتیجه­ گیری می­کند که توانایی لازم برای رسیدن به رتبه دلخواهش را ندارد. در حال حاضر ناراحتی فرید موضوع اصلی است، ولی شایان به جای توجه به ناراحتی فرید، به یکی از طرق زیر عمل می­کند:

-        امسال بشین جدی­تر درس بخون و تست بزن (ارائه راه­ حل و نصیحت کردن)

-        ولش کن بابا! راستی فیلم جدید سینما رو دیدی؟ (عوض کردن موضوع)

-        باید شرایط کنکور رو عوض کنن؛ این روش سنتی کنکور درست نیست (بحث منطقی)

-        ناراحت نباش، مطمئنم همه چیز درست میشه (اطمینان دادن)

-        این که موضوع مهمی نیس. خیلی­ها هستن که رتبه خوب نمیارن. نباید خودتو اذیت کنی (دست کم گرفتن موضوع)

به نظر شما بهترین کاری که شایان می­توانست انجام دهد چه بود؟ بهتر بود چه پاسخی می­داد؟

قطع کردن صحبت طرف مقابل: این کار می­تواند به صورت هر یک از اشکال گفته شده صورت گیرد. حتی ممکن است شنونده پیوسته برای سوال کردن صحبتهای گوینده را قطع کند. ولی در هر حال باعث می­شود گوینده تمایلی به ادامه بحث نداشته باشد.

ارائه راه­ حل: برخی افراد هنگام صحب کردن با دیگران یا شنیدن مسائل و مشکلات آنان، بلافاصله به ارائه راه­ حل می­پردازند حتی بدون اینکه کسی از آنها درخواست کرده باشد. این کار باعث می­شود که پیش از شنیدن تمام موضوع، به فکر ارائه راه­ حل افتاده و به ادامه صحبتهای گوینده توجه کافی نداشته باشند. از طرف دیگر این موضوع باعث می­شود فرد مقابل احساس کند که به قدر کافی نمی­داند، ناتوان است و احساسات و ارزشهای او اهمیتی ندارد. گاهی نیز ارائه راه­ حل حالت دستور به خود می­گیرد:

باید بروی از او معذرت بخواهی؛ بهتره بیشتر مطالعه کنی؛ زود برو دکتر؛ باهاش حرف نزن...

مسخره کردن: خیلی وقتها خود شخص متوجه نیست که در حال مسخره کردن فرد مقابل است. نکته مهم این است که با مسخره کردن فرد مقابل، احساس بدی در او نسبت به خودش و خودمان ایجاد می­کنیم. مثالهایی از مسخره کردن:

چه بامزه!! (به عوامل غیرکلامی همراه با این عبارت نیز بستگی دارد)؛

تو دیگه چی میگی کوچولو؟

لباسش رو نگاه کنین!

بابات همونی بود که دیروز باهات بود؟! (به عوامل غیرکلامی همراه با این عبارت نیز بستگی دارد).

تهدید کردن: معمولا با جمله "اگر ... نکنی/ بکنی، ..." شروع می­شود. تهدید کردن شاید در ابتدا تا حد کمی باعث تغییر رفتار فرد شود، ولی در نهایت باعث قطع رابطه یا یک رابطه نامناسب خواهد شد. در بسیاری موارد بزرگترها یا قوی­ترها هستند که کوچکترها یا ضعیف­ترها را تهدید می­کنند.

برچسب زدن یا نام­گذاری: گاهی با استناد به یک یا دو نمونه از رفتارهای دیگران، فورا یک صفت را به آنها نسبت داده یا آن رفتارها را به کل وجود فرد تعمیم می­دهیم:

تو دیوانه­ ای!/ احمق!/ مگه بچه­ ای؟/ بچه ننه!

پس بهتر است سعی کنیم این موانع را شناخته و با اجتناب از آنها، ارتباط موثر و درستی برقرار کرده و احساس خوبی در فرد مقابل ایجاد کنیم.

ارسال نظر

دریافت کد فیدخوان